وبلاگها هم مثل هنرپيشه ها هستند ، مثل خواننده ها ، مثل آدمهاي مشهور
وقت شروع پراز هيجان و انرژي اند و بعد به اوج مي رسند ، اينكه چقدر در اوج باشند متفاوت است ولي بالاخره دوران افولشان سر مي رسد و چيزي جز خاطره هاي تكه پاره باقي نمي ماند
.
نمي دانم دوران اوجي وجود داشته يا نه اما فكر ميكنم دوران افولم از راه رسيده ، نگاه نوشتاري ام را از دست داده ام و برعكس گذشته كه ذهنم مملو از سوژه هاي متفاوت بود ، اين روزها به صفحه سفيد خيره مي شوم و انگشتانم روي حروف مي ماسند
12 comments:
يه وقتايي حال و حوصله نوشتن نيست مثل وقتايي كه حوصله حرف زدن نيست
ولي كلا
رهرو آن است كه آهسته و پيوسته رود
نه اينكه بخاطر ادب وبلاگي تو يك روز ده تا پست هوا كند
آره واقعا معلومه از پستهاي اخير
بستگيد به هدف و تم وبلاگ داره.
نمي شه گفت هميشه افولي هست.
ma az tarigh e neveshtehaye doran e Oj, fahmidim Noonoosh che joor adami e. hala che hayejani benevise che na, ma zogh mikonim vaghti up mikone va bodo-bodo miyam salami bokonim va bebinim che khabare:)
اینطور نیست! وبلاگ تو هم مثل بیشتر وبلاگهای خوندنی، بعضی روزها خوندنی تره! من که از خوندن خاطرات قدیمی بیشتر دوستای وبلاگی هم لذت می برم.به شرطی که شیرین بنویسند.فقط گاهی احساس میکنم این چند نفری که وبلاگ من رو می خونند چه اعصابی دارند چون به نظر خودم که زیاد هم جالب نیست
درسته که همچین احساسی داری اما من همچنان از خوندن نوشته های شما لذت می برم ....0
نه عزیزم...بعضی وقتها آدم نطقش کور میشه...ربطی به افول و اینا نداره...بیا بنویس عزیزم...
بي تعارف من هنوز تو اوج مي دونمت
اینو قبول ندارم. وبلاگ نویسی سرشار از دره و تپه ی اوج و افول هست. شاید حالا تو اوجش نباشی اما مطمعنم بر می گردی.
موافق نیستم عزیزم. فکر می کنم که وبلاگها وجود دارند. اگر آدم روح نوشتن را پیدا کرده باشد نمی شود ترکشان کند. اوج و فرود هم سیر طبیعی اش است. من نوشته هایت را دوست دارم. خودت را سانسور نکن. بنویس. برگرد
سلام نونوش جان...
تافرودي نباشد فراز ديده نمي شود.
من امروز در اوج هستم.
سفرنامه نوشتم بخونش
آبي شدم تا گم نكنيد.
Post a Comment